لغت نامه دهخدا
خلعت خانه. [ خ ِ / خ َ ع َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خانه ای که در آن خلاع مهیا و موجود دارند. ( آنندراج ). خانه ای که پادشاهان و بزرگان دارند و آن خلاع متعدد برای بخشش قرار داده اند.
خلعت خانه. [ خ ِ / خ َ ع َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خانه ای که در آن خلاع مهیا و موجود دارند. ( آنندراج ). خانه ای که پادشاهان و بزرگان دارند و آن خلاع متعدد برای بخشش قرار داده اند.
خانه ای که در آن خلاع مهیا و موجود دارند. خانه ای که پادشاهان و بزرگان دارند و در آن خلاع متعدد برای بخشش قرار داده اند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواستم اين سالك راه سعادت،به دست استاد بدين فيضنائل و به اين خلعت الهيه زينت شود. او را با خود به خانه استاد بردم. پس از عرض مقصود و مطلوب،استاد فرمودند: اين چيزى نيست !و فورا با دست خود اشاره كردند وفرمودند: تجرد مثل اين است؛ آن شاگرد مى گفت: ناگاه ديدم كه از بدنم جدا شده ام ودر كنار خود موجودى را مانند خود،مشاهده مى كنم !
💡 خواستم اين سالك راه سعادت،به دست استاد بدين فيضنائل و به اين خلعت الهيه زينت شود. او را با خود به خانه استاد بردم. پس از عرض مقصود و مطلوب،استاد فرمودند: اين چيزى نيست !و فورا با دست خود اشاره كردند وفرمودند: تجرد مثل اين است؛ آن شاگرد مى گفت: ناگاه ديدم كه از بدنم جدا شده ام ودر كنار خود موجودى را مانند خود،مشاهده مى كنم !(2)
💡 سيد هم با آن جلالت قدرش، خودش برخاست به در خانه ابن حجاج رفت. ابن حجاج ازداخل خانه صدا زد: آن آقايى كه شما را فرستاده است، به من هم امروز فرموده است ازجايم برنخيزم، سيد هم پاسخ داد سمعا و طاعة. بر او وارد شد و معذرت خواست و او رابا خود نزد آل بويه برد و معرفى اش كرد كه مورد نظر آقا على (ع ) است، خلعت و انعاممستمر برايش مقرر داشت.(311)