خرابه مسجد

لغت نامه دهخدا

خرابه مسجد. [ خ َ ب ِ م َ ج ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سدن رستاق بخش کردکوی شهرستان گرگان. واقع در ده هزارگزی جنوب خاوری کردکوی و دوهزارگزی جنوب شوسه کردکوی به گرگان. این ناحیه در دامنه کوه واقع با آب و هوای معتدل و مرطوب و 155 تن سکنه که مازندرانی و فارسی زبانند. آب آن از رودخانه محلی و محصولاتش: برنج، غلات، حبوبات وتوتون سیگار است. اهالی بکشاورزی و گله داری گذران می کنند. از صنایع دستی زنان شال و کرباس می بافند. آنرا راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان سدن رستاق بخش کردکوی شهرستان گرگان.

جمله سازی با خرابه مسجد

💡 این مناره از زمان سلجوقیان می‌باشد که ساختمان آن را احتمالاً با ساختمان مسجد جامع و بازار چهارسوق همزمان می‌دانند. تا حدود چهل سال قبل، اطراف آن خرابه و چاله چوله بود که مردم گاهی از آنجا خاک می‌بردند و قطعه‌های ظروف سفالین شکسته نیز دیده می‌شد و آن محل را چاله‌های پامناره می‌گفتند. حول و حوش منار، خلافهای گوناگون صورت می‌گرفت و کلاً محل خوبی نبود…

💡 روز جمعه پانزدهم رمضان (برابر با ۲۴ شهریور ۱۲۴۹ هجری خورشیدی)، امروز صبح سوار شده رفتیم به مسجد کوفه. داخل خرابه‌های کوفه شدم. الحمدلله که شهری است خراب! به‌جز تل خاک چیزی نیست. از آب فرات … به اینجا نهر می‌کشند. باغ و نخلستان و سبزی‌کاری‌های خوب از هر قسم دارد. میوه‌جات، کاهو، درخت گزهای بزرگ، از هر جور درخت کاشته‌اند. بسیار خوب زراعت می‌شود. کل رعیتش هم از عجم است، بوشهری، خراسانی، اصفهانی، تبریزی، از همه ولایات آمده اینجا زراعت می‌کنند.

خلار یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز