لغت نامه دهخدا
خانه خانه دار. [ ن َ / ن ِن َ / ن ِ ] ( نف مرکب مرخم ) صاحب خانه خانه. دارای خانه های متعدد. بشکل جداول و دارای خانه های مربع شکل.
خانه خانه دار. [ ن َ / ن ِن َ / ن ِ ] ( نف مرکب مرخم ) صاحب خانه خانه. دارای خانه های متعدد. بشکل جداول و دارای خانه های مربع شکل.
صاحب خانه خانه دارای خانه های متعدد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا تو مردمک دیده مکش زینهار قدم ز خانه چشمم که خانه خانه تست
💡 ز پوست رگ رگم ار برکشد به ناحق دوست چو خانه خانه ی چنگش به لطف بنوازم
💡 یار هم خانه خانه است، عجایب حالیست! قاسمی در طلبش دربدر و سرگردان
💡 در این خانه کژی ای دل گهی راست برون رو هی که خانه خانه ماست
💡 چو جغدان چند این محروم بودن به گرداگرد ویران خانه خانه
💡 زنقش نعل سم اسب پیلپیکر تو زمین رزم شود خانه خانه چون شترنگ