مکش مرگ ما

لغت نامه دهخدا

مکش مرگ ما. [ م َ ک ُ م َ گ ِ ] ( ص مرکب ) با ناز و عشوه و جامه های نیکو. شیک. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). آدم نازک نارنجی وقر و فری و ژیگولو مآب. کسی که خود را به وضعی غیر عادی بیاراید و در رفتار خود قر و غمزه و غربیله فراوان داشته باشد. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).

جمله سازی با مکش مرگ ما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز مرگ ما فلک را کی غبار حزن درگیرد ز خواب می کشان مینا چرا اندوهگین باشد

💡 و هنگامى كه آيه ععع كل نفس ذائقة الموت (3) ((هر انسانى مرگ را مى چشد)).نازل گشت، فرشتگان گفتند: ((فرمان مرگ ما نيز صادر شد!))(4)

💡 و نـدا كـردند كه هان اى مالك دوزخ پروردگار خود را بخوان تا مرگ ما را برساند، مىگويد: نه، شما ديگر مرگ نداريد، و هميشه زنده ايد (77).

💡 شانه در آئینه مرگ ما مصوّر میکند تا ترا بر رخ یکی زلف معنبر بشکند

💡 غایت آنست که ما در سر کار تو رویم مرگ ما باک نباشد چو بقای تو بود

💡 بط گفت چو من قدید گشتم تو کباب دنیا پس مرگ ما چه دریا چه سراب

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز