خامه زدن
لغت نامه دهخدا
خامه زدن. [ م َ / م ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) قلم را قط زدن. ( غیاث اللغات ). کنایه از خامه تراشیدن. ( آنندراج ):
نه چون خام کاری که مستی کند
بخامه زدن خام دستی کند.نظامی.خامه مزن سوختن عامه را
آلت تزویر مکن خامه را.امیرخسرو ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
قلم را قط زدن.
جمله سازی با خامه زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در طول زدن خامه، مولکولهای چربی تا حدی به هم پیوسته یک شبکه تثبیت شده ایجاد میکنند که حبابهای هوا را به دام میاندازد.[۲] کلوئید حاصل تقریباً دو برابر حجم خامه اصلی است. با این حال، اگر هم زدن ادامه یابد، قطرات چربی به هم میچسبند و کلوئید را از بین میبرند و کره را تشکیل میدهند. خامه کم چرب (یا شیر) خامهٔ زده شده خوبی نمیدهد، در حالی که خامه پرچرب کف پایدارتری تولید میکند.
💡 لایق شان من است، مژده به انصاف ده نوبت شاهی زدن، خامه علم داشتن