لغت نامه دهخدا
خارق طبیعت. [ رِ ق ِ طَ ع َ ] ( ص مرکب ) فوق طبیعت. خارق العاده، اموری که در طبیعت جریانش بر خلاف این امر است. فائق الطبیعة.
خارق طبیعت. [ رِ ق ِ طَ ع َ ] ( ص مرکب ) فوق طبیعت. خارق العاده، اموری که در طبیعت جریانش بر خلاف این امر است. فائق الطبیعة.
فوق طبیعت خارق العاده اموریکه در طبیعت جریانش بر خلاف این امر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سالنها، فضاهای داخلی محلی، طبیعت بیجان، کارگاه، میزهای بیلیارد و صندلیهای باغ که چرخهٔ عظیم نقاشیهای سالهای رشد براک را تشکیل میدهند، از یک سو به سادگی رونق حال و هوای خودمانی روزهای نخستین کوبیسم را نشان میدهند. (تنها مورد استثناء تصاویر پرنده هاست که براک در آخرین سالهای حیاتش مورد توجه قرار میدهد. اما گویا پرندهها هم از پنجره کارگاه وارد شدهاند) تصاویر به عمد تکرار و محدود شده برای براک تازه نیستند. اما به نظر میل به کار کردن در سریهای منسجم با تصاویر و فضاهای داخلی عظیم سالهای ۷–۱۹۳۶ شروع شد. تصاویر فشرده شدهٔ خارقالعاده مانند «زن روی سهپایه» یا «دو نفر» که در آنها سالن و کارگاهها در هم میآمیزند.
💡 دین تازه انتشار یافته گاردنر و بسیاری دیگر، به فضای دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ قدم گذاشتند که در آن زمان ضد فرهنگ هیپیها نیز علاقه دیگری را به جادوگری، روحانیت و دیگر اعمال خارقالعاده طبیعت به وجود آورده بودند. شاخههای مختلف نو-الحادی (بیدینی نو) و دیگر دینهای زمینی که از زمان گاردنر تاکنون انتشار یافتهاند، طرح ترکیب جادوگری و دین را دنبال میکنند. برخی از فمینیستها که روند جادوگری مربوط به ضد فرهنگ را دنبال میکردند، یک حرکت مستقل برای پرستش الهه را در پیش گرفتند. این عمل، آنها را به سنت دین جادویی گاردنری مرتبط ساخت و در عوض تأثیر زیادی بر روی آن سنت نیز از خود بر جای گذاشت.