خارخار کردن

لغت نامه دهخدا

خارخار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص ) ستیزه کردن. درافتادن:
اندر دو چشم خویش زند خار خشک
مر دشمنی که با توکند خارخار.فرخی.تا بر کسی گرفته نباشد خدای خشم
پیش تو نایدو نکند با تو خارخار.منوچهری.

جمله سازی با خارخار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برون کن خارخار خار بیرون کردن از خاطر که با دست نگارین گل برون از شاخسار آمد

مرسوله یعنی چه؟
مرسوله یعنی چه؟
فشک یعنی چه؟
فشک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز