حس انگیخته
مترادفها
حس برانگیخته، حس ایجاد شده
متضادها
حس فطری
فرهنگستان زبان و ادب
{pathogenic} [موسیقی] ویژگی نوعی موسیقی آوازی که در آن لحن غالب است و کاملاً مستقل از نحو یا معنای کلام است
جمله سازی با حس انگیخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در وداع روزه گلگون می کشیده تا ز خاک جرعه چون اشک وداع گلستان انگیخته
💡 و نقاش چابکقلم صورتها پردازد که در نظر انگیخته نماید و مسطح باشد، و مسطح نماید و انگیخته باشد.
💡 نخل بالای تو انگیخته کرد از تن من خار سودای تو آویخته در دامن من
💡 غبغب چو طوق آویخته فرمان ز مشک انگیخته صد شحنه را خون ریخته با طوق و فرمان تا کجا؟
💡 پنبه زاری بر فلک بیآب و کیوان بهر آن دلو را از پنبهزارش ریسمان انگیخته
💡 تا گشاده ششدر سی مهرهٔ ماه صیام غلغلی زین هفت رقعهٔ باستان انگیخته
💡 تماشای آن منظرهی باشکوه در هنگام غروب خورشید، حس انگیختهای از آرامش و شکوه را در اعماق وجود هر بینندهای ایجاد کرد.
💡 موسیقی کلاسیک با ریتمهای پیچیده خود، اغلب باعث ایجاد یک حس انگیخته عمیق از نوستالژی و یادآوری خاطرات قدیمی در شنوندگان میشود.
💡 در روانشناسی، میتوان بررسی کرد که چگونه محیطهای آموزشی مختلف میتوانند یک حس انگیخته برای یادگیری و کنجکاوی در کودکان ایجاد نمایند.