حس انگیخته

فرهنگستان زبان و ادب

{pathogenic} [موسیقی] ویژگی نوعی موسیقی آوازی که در آن لحن غالب است و کاملاً مستقل از نحو یا معنای کلام است

جمله سازی با حس انگیخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در وداع روزه گلگون می کشیده تا ز خاک جرعه چون اشک وداع گلستان انگیخته

💡 و نقاش چابک‌قلم صورتها پردازد که در نظر انگیخته نماید و مسطح باشد، و مسطح نماید و انگیخته باشد.

💡 نخل بالای تو انگیخته کرد از تن من خار سودای تو آویخته در دامن من

💡 غبغب چو طوق آویخته فرمان ز مشک انگیخته صد شحنه را خون ریخته با طوق و فرمان تا کجا؟

💡 پنبه زاری بر فلک بی‌آب و کیوان بهر آن دلو را از پنبه‌زارش ریسمان انگیخته

💡 تا گشاده ششدر سی مهرهٔ ماه صیام غلغلی زین هفت رقعهٔ باستان انگیخته