حب واصلی
لغت نامه دهخدا
حب واصلی. [ ح َب ْ ب ِ ص ِ ] ( اِ مرکب ) حبی است نافع خنازیر. معجون از سنبل، سلیخة، بلسان، عود بلسان، اسارون، دارچینی، زعفران، مصطکی، از هر یک یک مثقال،صبر سقوطری، دوازده مثقال. اسطوخودوس، تخم حنظل از هر یک پنج مثقال، تربد هشت مثقال، سقمونیا، چهار مثقال، نمک هندی دو مثقال. قدر شربت هر بار دو مثقال.
فرهنگ فارسی
حبی است نافع خنازیر
جمله سازی با حب واصلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه وصلست اینجا واصلی نیست که دریابد که جمله جز بلی نیست
💡 دلم در واصلی یکتای اویست از آن در جزء و کلی جای اویست
💡 پارانویید به دلیل عدم رشد ادراکی و درک کودکانهٔ خود، و ناتوانیاش در حل مسائل بزرگ واصلی زندگی، قهرمان افراد حقیر میشود.
💡 قطره ای از قلزم توحید باشد هر دلی دست رد بر هیچ مخلوقی منه گر واصلی
💡 اندر این دنیا چنین بیحاصلی واندر آن عالم نباشد واصلی
💡 سوپرمن آبی درواقع همان خود سوپرمن نسخه عادی واصلی است که تنها منشاً قدرتهایش موقتاً تغییر کرده و قدرتهای الکتریکی داشته و دیگر قدرتهای خورشیدی ندارد.