لغت نامه دهخدا
تلخ بخش. [ ت َ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان پائین رخ است که در بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه واقع است و 345 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
تلخ بخش. [ ت َ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان پائین رخ است که در بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه واقع است و 345 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
دهی از دهستان پائین رخ است که در بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه واقع است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۴=(امنیت برنامه کاربردی)- در حال حاضر امنیت سطح برنامه کاربردی بخش زیادی از توجه را معطوف خود کردهاست. برنامههایی که به میزان کافی محافظت نشدهاند میتواند دسترسی آسانی به داده و رکوردهای محرمانه فراهم کنند. حقیقت تلخ این است که بیشتر برنامه نویسان هنگام تولید کد به امنیت توجه ندارند.
💡 سردار احمدی مقدم، فرمانده وقت نیروی انتظامی گفت: «ما در برابر این حادثه زبانی جز عذرخواهی نداریم و تنها قادر به جبران بخشی از آثار تلخ آن هستیم.»
💡 روستای شورتنگ به سه بخش بویری ها، چهارلنگ ها و آب تلخ ها تقسیم میشود.
💡 عقل سليم مى داند كه انسان در دنيا در درون غمها و تاريكى هاست و اين امور در خيلى ازموارد زندگى را تلخ و اذهان را پريشان مى كند و انسان را از ادامه راه در رسيدن بهاهداف عالى باز مى دارد. در اين موارد بر انسان لازم است كه روح خسته خود را با نكتههاى شادى آفرين و فرح بخش شاداب كند. چون همانطور كه بدن انسان بعد از كار وتلاش، محتاج به استراحت است، روح خسته نيز نيازمند آسايش است.
💡 دولآب تلخ، روستایی از توابع بخش چاروسا شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.