تلاش داشتن
مترادفها
تلاش کردن، کوشش کردن، سعی کردن
متضادها
تنبلی، بیتلاشی
لغت نامه دهخدا
تلاش داشتن. [ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) کوشش و جهد داشتن. میل شدید داشتن. در جستجو و طلب بودن:
دل ز کافر نعمتی دارد تلاش وصل یار
ورنه چندین بوسه در پیغام او پیچیده است.صائب ( از آنندراج ).به این طالع سست دارم تلاشی
که دل را به آن طره محکم ببندم.ظهوری ( ایضاً ).تلاش معنی باریک دارد هرکه استاد است
که این جا صید لاغر بیشتر مطلوب صیاد است.محمد سعید اشرف یکتا ( ایضاً ).
فرهنگ فارسی
کوشش و جهد داشتن
جمله سازی با تلاش داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تلاش برای جلوگیری از عفونت شامل: نداشتن آمیزش جنسی، استفاده از کاندوم و داشتن رابطه جنسی تنها با یک شریک جنسی غیر آلوده میباشد. پس از ابتلا، هیچ درمانی وجود ندارد. با این حال، داروهای ضد ویروسی ممکن است از شیوع بیماری جلوگیری یا در صورت وقوع، شیوع را کوتاه کنند. استفاده طولانی مدت از داروهای ضد ویروسی نیز ممکن است خطر گسترش بیشتر را کاهش دهد.
💡 در طرف دیگر دفتر، حداقل یکی از ناظران استدلال میکند که علیرغم تلاشها و هزینههای زیاد، تنها کشورهایی که انقلاب در آنها نفوذ پایدار داشته، لبنان و عراق هستند. برخی دیگر ادعا میکنند که جنگ ویرانگر ایران و عراق ایده صدور انقلاب را بهشدت صدمه زد. برخی میگویند: تمرکز بر گسترش ایدئولوژی انقلاب اسلامی بهجای داشتن سیاستی مبنی بر ملیگرایی، عملگرایی، ایران را تضعیف کرد.