لغت نامه دهخدا
تل اشگی. [ ت ُ اَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چاه کوتاه که در بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع است و در حدود 390 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
تل اشگی. [ ت ُ اَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چاه کوتاه که در بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع است و در حدود 390 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دهی است از دهستان چاه کوتاه که در بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گذشت عمر و چو شمع سحر ز داغ غمت همان بدیدهام اشگی و دردل آهی هست
💡 از صدف تا کف خود بحر گشوده است،ای ابر تخم اشگی بفشان، گوهر غلطان بردار
💡 دارد طبیب عشقی پیداست از سرشگش از پرده دل آید اشگی که لاله گونست
💡 اشگی باید که نامهام شسته شود چون عمر وفا نمیکند چون گریم
💡 دردا که از گذار غمت در بساط دل اشگی نماند کز ستمت دیده،تر کنم
💡 اشگی که همه تگرگ راند بارم عمری که همی به مرگ ماند دارم