تارم کش

لغت نامه دهخدا

تارم کش. [ رَ / رُ ک ُ ] ( اِ مرکب ) در گچ سر و خوار و پشند کاروان کش را گویند و این گیاهی است در جنگلهای خشک و کوهستانی خزر میروید و در رودبار در ارتفاع 400 و در کرج در ارتفاع 1400 گز از سطح دریا دیده شده است، در هرات از آن شیرخشت گیرند. گویند چون کاروان خاصه مردم تارم در زمستان بدین گیاه رسند گمان کنند که بدان آتش افروزند و گرم شوند و لکن در این گیاه آتش نگیرد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کاروان کش

جمله سازی با تارم کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تاریم یا تارم نامی ایرانی به معنی منطقهٔ گرم‌سیر است که بنا بر پژوهش احمد کسروی متضاد واژهٔ شمیران به معنی منطقه سردسیر است.

💡 جز عشقت نپذیرم جز زلف تو نگیرم که در این عهد چو تیرم که بر این چنگ چو تارم

💡 به محجر یا دیوار مانندی که از چیده شدن طارمی‌ها شکل می‌گیرد تارم گفته می‌شود.

💡 گرچه نتوانم ز پیش پای خود ظلمت زدود رهنمای عالمی شبهای تارم همچو شمع

💡 کرده ای روز مرا صد باره از شب تیره تر خود غلط می گفتمت شمع شب تارم توئی

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز