بو و برنگ

لغت نامه دهخدا

بو و برنگ. [ وُ ب َ رَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) اثر وجودی. خاصیت. فعالیت. بدرد مردم خوردن. کارآمد بودن. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ فارسی

اثر وجودی. خاصیت. فعالیت. بدرد مردم خوردن. کار آمد بودن.

جمله سازی با بو و برنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باغ اکرام تو را ریحان همه بو و لطف ابر ا‌نعام تو را باران همه زر و ثیاب

💡 پس از این عمل رنگ و بو و طعم و حجم منی و قدرت نعوظ و انزال تغییری نمی‌کند و فقط عامل باروری (اسپرم) مسدود می‌گردد.

💡 این گیاه بسیار جالب، زیبا و کمیاب می‌باشد. ساختار گیاه به صورتی که است با ترشح بو و شکل خاصی که دارد حشرات را به سمت خود جذب کرده و با پرزهای چسبناک خود آنها را به دام انداخته و تجزیه می‌کند.

💡 خاری به طعنه گفت چه حاصل ز بو و رنگ خندید گل که هرچه مرا هست رنگ و بوست

💡 ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی مرا از روی این خورشید عارستی و ننگستی

💡 2 ما در حالى جنگ بدر را اداره كرديم كه غير از مقدار هيچ يك از ما صاحب اسب نبود. آن شبتمامى اصحاب و مسلمانان در خواب بودند، غير ازرسول مكرم كه در زير درختى با تمام قامت ايستاده بو و تا صبح يا نماز خواند و يا دعاكرد.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز