بنیاد بردن

لغت نامه دهخدا

بنیاد بردن. [ ب ُ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) خراب کردن. منهدم کردن. ( فرهنگ فارسی معین ):
پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک
ورنه این سیل دمادم ببرد بنیادم.حافظ ( دیوان چ غنی ص 216 ).شراب تلخ صوفی سوز بنیادم بخواهد برد
لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جان شیرینم.حافظ.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بنیاد بردن چیزی را. خراب کردن آن منهدم ساختن.

جمله سازی با بنیاد بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دستبرد با انتساب خلق ویروس کرونا به انستیتو پاستور فرانسه، حمل آن به شهر ووهان چین، مسئله ازدیاد جهانی جمعیت، بحران‌های ساختاری دولت‌های معاصر، پول‌های مجازی و… پازلی را می‌چیند که سرانجامش باور به این تئوری توطئه می‌رسد که «قدرتمندان پنهان جهان»، «دست‌های پشت پرده»، «شرکت‌های داروسازی فراملی با همکاری سیلیکون‌ولی» بیل گیتس، بنیاد راکفلر، و با تئوری‌های یووال نوح هراری، درصدد از بین بردن بخش بزرگی از جمعیت فرودستان جهان و برقراری حکمرانی غیر دموکراتیک خود هستند.

💡 فعالیت ایشان به صورت عمده در حیطه‌های مختف علوم و فناوری نانو است که از زمان ملحق شدن به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در حوزه علوم نانو زیستی قرار گرفته که با پزشکی همپوشانی دارد. پروژه‌های تحقیقاتی متعددی را با کمک دانشجویان در این دانشگاه شروع کرده‌اند. از جمله فعالیت‌های برجسته ایشان می‌توان به تحقیق روی اثرات تابش‌های ریزموج مانند تلفن همراه و… روی نانوساختارهای زیستی به خصوص فعالیت مغز، تحقیق بر روی طراحی شبکیه مصنوعی با کمک نانو تکنولوژی و پیوند شبکیه و برگرداندن قسمتی از بینایی با همکاری مرکز تحقیقات چشم در بیمارستان لبافی نژاد و تحقیقات بنیادی روی مبدأ حیات و مدلسازی برای پی بردن به مبدأ حیات اشاره کرد.

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز