بد سازگاری

مترادف‌ها

ناسازگاری

متضادها

سازگاری

لغت نامه دهخدا

بدسازگاری. [ب َ ] ( حامص مرکب ) ناسازگاری. بدرفتاری:
ابا مغز پیکان همی راز گفت
به بدسازگاری همی گشت جفت.فردوسی.

فرهنگ فارسی

ناسازگاری بد رفتاری.

جمله سازی با بد سازگاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کار من از سازگاری بی‌گره هرگز نبود دایم این سررشته پیوندی به زلف یار داشت

💡 اگر درعوض محدوده‌ها [۸٬۱۲], [۱۱٬۱۳] و [۱۴٬۱۵] پس فاصله سازگاری بین سه مقدار وجود ندارد اما [۱۱٬۱۲] با بزرگترین تعداد منابع بنام دو از آن‌ها سازگار است.

💡 کیمیای سازگاری خار را گل می کند غم چه سازد با حریفانی که دل بر غم نهند؟

💡 پرندگانی که برای زندگی در محیط‌های دریایی سازگاری یافته‌اند اغلب مرغ‌های دریایی خوانده می‌شوند. از این میان می‌توان به پنگوئن و مرغ ماهیخوار اشاره کرد.

💡 سازگاری کرد غم فیّاض با من سال‌ها دور بود از مردمی، من نیز با غم ساختم

💡 حوزهٔ اصلی اختیارات این دادگاه تصمیم بر این امر است که آیا قوانین موجود یا تازه‌مصوب با قانون اساسی کشور سازگاری دارد یا نه.

💡 روانشناسان معتقدند که بد سازگاری با محیط‌های جدید در دوران کودکی، می‌تواند در آینده بر سلامت روان و روابط اجتماعی فرد تاثیر منفی بگذارد.

💡 برخی از گونه‌های جانوری در مواجهه با تغییرات سریع اقلیمی، دچار بد سازگاری شده و در نهایت با خطر انقراض کامل در طبیعت روبرو می‌شوند.

💡 عدم توجه به نیازهای عاطفی در خانواده می‌تواند منجر به بد سازگاری رفتاری در کودکان شود که در محیط مدرسه نیز بسیار مشهود است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران