بجا اوردن

لغت نامه دهخدا

( بجا آوردن ) بجا آوردن. [ ب ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) انجام دادن. گزاردن. امتثال. به فعل آوردن. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). اجرا کردن:
همی چرخ رازیر پا آورم
به هر رزم مردی بجا آورم.فردوسی.چو عهدی با کسی کردی بجا آر
که ایمانست عهد از دست مگذار.ناصرخسرو.اگر این چند حق بجا آری
رخت در خانه خدا آری.اوحدی.مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد.حافظ.غرور عشق زلیخا بهانه انگیزست
وگرنه یوسف ما بندگی بجا آورد.صائب. || شناختن. دانستن. ( انجمن آرای ناصری ). تشخیص دادن: یکی از بزرگان محمود را بخواب دید که همه اندام او ریخته و خاک شده مگر چشم او که در چشمخانه همی گردید. همه بزرگان در تأویل آن فروماندند مگر درویشی که بجای آورد و گفت هنوز نگرانست که ملکش با دگرانست. ( گلستان ).
|| ثابت کردن. آماده کردن. در جای خود قرار دادن. بکار داشتن:
نبشتن ز گفتن مهمتر شناس
بگاه نوشتن بجا آر هوش.مسعود سعد.و رجوع به بجای آوردن شود.

فرهنگ معین

( بجا آوردن ) ( ~. وَ دَ ) (مص م. ) ۱ - انجام دادن. ۲ - بازشناختن، دریافتن.

فرهنگ فارسی

( بجا آوردن ) ( مصدر ) ۱ - انجام دادن ( عبادت مراسم احترام و غیره ). ۲ - شناختن: شما را بجا نمیاورم.
انجام دادن کاری یا امری از روی طاعت و، عبادت و مراسم احترام، دریافتن، شناختن

جمله سازی با بجا اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 7 - بجا آوردن دو ركعت نماز است در ركعت اول بعد از (حمد) هزار مرتبه (توحيد) ودر دوم يكمرتبه بخواند و بعد از سلام سر بسجده گذارد و صد مرتبه بگويد: ((اتبو الى الله ))، پس بگويد: (( يا ذاالمن و الجود ياذا المنوالطول يا مصطفى محمد صلى الله عليه وآله، وافعل بى كذا و كذا )) و بجاى آن حاجات خود را بطلبد.

💡 بدرستيكه من قسم خوردم بجان خودم كه هر كه بجا آوردن اين را و باعث تفرقه و جدائىگردد و بغضب بياور دوستى از دوستان مرا بخوانم خدا را تا اينكه عذاب كند او را دردنيا بسخت ترين عذاب و بوده باشد در آخرت از جمله زيانكاران.

💡 ثواب پذيرفتن مرض يك شب، آن گونه كه بايد و بجا آوردن شكر آن حديث: 1 حدثنى محمد بن الحسن رضى الله عنه عن محمد بنالحسن الصفار عن العباس بن معروف عن الحسن بن على بنفضال عن ظريف بن ناصح عن ابى عبدالرحمن عن ابى عبدالله عليه السلامقال سمعته يقول من اشتكى ليله فقبلها بقبولها و ادى الى الله شكرها كانت له كفاره ستينسنه قال قلت و ما معنى قبلها بقبولها قال صبر على ما كان فيها.

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز