لغت نامه دهخدا
باده پشت دار. [ دَ / دِ ی ِ پ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) شرابی که چیزهای قوت دهنده مستی در آن آمیخته باشد. مقابل باده بی پشت. رجوع به آنندراج شود.
باده پشت دار. [ دَ / دِ ی ِ پ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) شرابی که چیزهای قوت دهنده مستی در آن آمیخته باشد. مقابل باده بی پشت. رجوع به آنندراج شود.
شرابی که قوت دهنده مستی دران است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون شراب پشت دار افزون شود کیفیتش خط مشکین چون از آن لبهای میگون سرزند
💡 چارچوبی است که از دو تیرک افقی و موازی و دو تیرک عمودی و موازی هم ایجاد میشود که تیرکها دارای شکافهایی در سر خود هستند که توسط گوههایی به یکدیگر متصل میشوند. علاوه بر این گوهها در شل و سفت کردن چله، منتقل کردن بافته به پشت دار و ثابت کردن تیرکهای افقی نقش دارند.
💡 نه مار را مدد و پشت دار موسی ساخت نه لحظه لحظه ز عین جفا وفا سازد
💡 چنان که باده کند پشت دار صهبا را ز خط پشت لب افزود نشئه لب او