انجام کردن

لغت نامه دهخدا

انجام کردن. [ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اتمام. اجرا کردن. انجام دادن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

اتمام ٠ اجرا کردن ٠ قابل انجام شدن ٠

جمله سازی با انجام کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به هر صورت، در این هنگام در حقیقت شناورهای ناوگان دریایی بریتانیا در انواع و اندازه‌های مختلف برای انجام رساندن وظایف آن منسوخ و آسیب‌پذیر شده بودند. نیروی دریایی بریتانیا نتوانسته بود به خوبی خود را با انقلاب صنعتی هماهنگ نگاه دارد. آخرین نوآوری در این نیرو جایگزین کردن بادبان با پیش‌ران بخار در حدود ۲۵ سال پیش بود. از آن زمان، با وجود پیشرفت‌های فناورانه در زمینه‌های مختلف، طراحی نبردناوهای بریتانیایی تقریباً بدون تغییر باقی مانده بود.

💡 یک پسربچه در تولد ۹ سالگی خود یک قفسه یا گنجه کوچک به عنوان هدیه دریافت می‌کند و سپس کشف می‌کند که با قرار دادن آدمک‌های اسباب‌بازی درون گنجه و قفل کردن آن، آدمک‌ها زنده می‌شوند و با انجام دوباره آن کار، آنها دوباره به وضعیت بی‌جان برمی‌گردند.

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز