خنک کردن
مترادفها
سرد کردن
متضادها
گرم کردن
لغت نامه دهخدا
خنک کردن. [ خ ُ ن ُ ک َ دَ ]( مص مرکب ) سرد کردن. تبرید. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
سرد کردن تبرید
جمله سازی با خنک کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی دیگر از روشهای ذخیرهسازی برق، فشرده کردن و خنک کردن هوا برای تبدیل آن به هوای مایع است، که میتوان آن را ذخیره کرد و در صورت نیاز برای چرخاندن توربین، تولید برق، با راندمان ذخیرهسازی تا ۷۰٪ استفاده کرد.
💡 پَنکه (به هندی: पंखा) یک فن مکانیکی است (فرهنگ معین؛ بادبزن برقی) که برای خنک کردن در خانهها و ساختمانها فراوان مورد استفادهاست. پنکه دارای پرههای اریب است که با چرخیدن خود باعث جابجایی و خنکی هوا میشود گرچه محصول جدیدتر و مشابهی به نام پنکه بیپره وجود دارد که فاقد پره است.
💡 این نوع گرمکن دستی را میتوان با قرار دادن گرمکن دستی استفاده شده در آب بسیار گرم تا زمان یکنواخت شدن محتویاتش و سپس خنک کردن آن، شارژ کرد. ساطع کردن گرما با فشار بر روی دیسک کوچک فلزیای در گرمکن شروع میشود که باعث تولید مراکز هستهزایی و تبلور میشوند. این منجر به ساطع شدن گرما میشود. برای حل کردن نمک در محلول نیاز به گرما است و همین گرما است که هنگام شروع فرایند تبلور ساطع میشود.
💡 او با کار بر روی مهندسی موشک به جزییاتی مانند استفاده از بخشی از سوخت برای خنک کردن محفظهٔ احتراق و استفاده از مواد دیرگداز نیز پرداخت.