لغت نامه دهخدا
اسناد کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نسبت کردن. اسناد دادن.
اسناد کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نسبت کردن. اسناد دادن.
( مصدر ) نسبت دادن چیزی بکسی.
💡 در ۳۱ می۲۰۰۲ تمام پانزده کشور عضو آن زمان اتحادیه اروپا تمام اسناد تصویب مربوطه را به سازمان ملل سپردند. اتحادیه اروپا در حدود ۲۲٪ از دافعات گاز گلخانهای جهان را تولید میکند و موافقت کردهاست که بهطور متوسط ۸٪ از سطوح دافعات ۱۹۹۰ بکاهد. اتحادیه اروپا بهطور دائمی یکی از حمایت کنندگان اصلی پیمان کیوتو بودهاست که بهطور سرسختانهای برای راضی کردن کشورهای مردد برای پیوستن به این پیمان مذاکره میکند.
💡 سعید قاسمی در آخرین مسئولیت رسمی خود، معاون اطلاعات نظامی نیروی دریایی سپاه بود، سپس به دلایل رسوایی که پس از فاش کردن اسناد و اسرار دولتی به وجود آمد، او به صورت محرمانه بازخرید شد، اما سخنگوی سپاه اعلام کرد که او بازنشسته شدهاست. مشارکت در بازسازی اماکن و خانههای مسکونی مناطق زلزلهزدهٔ غرب کشور (کرمانشاه و سر پل ذهاب) از جمله آخرین فعالیتهای او است.