لغت نامه دهخدا
اماسیس. [ اَ ] ( اِخ )امازیس. از فراعنه مصر است. رجوع به امازیس شود.
اماسیس. [ اَ ] ( اِخ )امازیس. از فراعنه مصر است. رجوع به امازیس شود.
یا امازیس از فراعنه مصر است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دوران باستان، واژهٔ "Philhellene" هم برای توصیف غیر-یونانیهایی که دوستدار فرهنگ یونانی بودند و هم یونانیهایی که میهن پرستانه از فرهنگ خود پاسداری کردند، مورد استفاده قرار گرفت. فرهنگ واژگان یونانی-انگلیسیِ لیدل-اسکات∗ "philhellene" را چنین تعریف میکند:" دوستدار یونانیها، به ویژه شهریاران بیگانه، همچون آماسیس دوم، پادشاهان اشکانی، همچنین خودکامگان∗یونانی از جمله جیسونِ فرای∗و در کل میهن پرستان یونانی."
💡 تأیید قاطع این موضوع در پاپیروس عامیانهٔ شمارهٔ ۲۱۵ کتابخانهٔ ملی پاریس یافت میشود. این متن در سدهٔ سوم پ. م نوشته شدهاست و در کنار متن، گزارشی از حکم داریوش در سال ۵۱۸ پ. م دیده میشود: «داریوش فرمان میدهد که خردمندان از میان سپاهیان و مردان مذهبی و دبیران گرد هم آیند و تمام قانونهای مصری را که تا سال ۴۴ سلطنت آماسیس (سال ۵۲۶ پ. م) جاری بودهاند، به نوشته درآورند.»