لغت نامه دهخدا
ام عفیف. [ اُم ْ م ِ ع َ ] ( اِخ ) نام چند تن از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 260 شود.
ام عفیف. [ اُم ْ م ِ ع َ ] ( اِخ ) نام چند تن از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 260 شود.
نام چند تن از زنان صحابی بوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عفیف و زاهد و ثابت قدم بدم چون کوه کدام کوه که باد توش چو که نربود
💡 از قرن نوزدهم میلادی، شکل کامل ستونهای تخت جمشید توسط پارسیان هند و معماران التقاطی در اروپا احیا شد. استفاده از این ستونها در بناهای عمومی ایران فقط در دوره پهلوی (از ۱۹۲۵) رواج پیدا کرد، اگرچه کاخ سلطنتی سابق در باغ عفیفآباد (۱۸۶۳) بهطور آزمایشی از برخی عناصر سرستونها استفاده میکند.
💡 عروسی از تو نمایم، به بهترین ترتیب دو سال طفره زد، آن دختر عفیف و نحیف
💡 درشت و نرم چو خوی الوف در زندان جمیل و زشت چو روی عفیف در زیور
💡 ششم عفت است باید که عفیف النفس باشد تا مرید را از وی بد نیفتد و فساد ارادت پدید نیارد که مبتدی بیقوت بود.
💡 دوم عفت است چون عفیف النفس بود ظلم و فساد بر خود و دیگران روا ندارد.