لغت نامه دهخدا
التفات بودن. [ اِ ت ِ دَ ] ( مص مرکب ) التفات کردن:
مرا بکار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظرم اینچنین خوشش آراست.حافظ.رجوع به التفات کردن شود.
التفات بودن. [ اِ ت ِ دَ ] ( مص مرکب ) التفات کردن:
مرا بکار جهان هرگز التفات نبود
رخ تو در نظرم اینچنین خوشش آراست.حافظ.رجوع به التفات کردن شود.
التفات کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر بودی از سگانش امید التفاتی کی بود تاب بودن در سینه استخوان را
💡 پاسخ اين است كه غايب بودن فعل ضربت براى اشاره به اين است كه ذلّت و مسكنت دامنگير همه يهوديان است و اختصاص به مخاطبان در ما ساءلتم ندارد. پس اساسا ازقبيل التفات نيست تا وجهى براى آن بيان شود.(1509)
💡 و همچنان كه واجب است نگاه داشتن چشم سر را از التفات به غير جانب نماز، همچنين واجباست نگاه داشتن دل و باطن، از التفات به غير نماز. پس اگر ملتفت شوى به غير جانبنماز، به خاطر بياور مطلع بودن خداى تعالى را بر خود، و قباحت خوار داشتن و سستىكردن به مناجات او را با داشتن اين غفلت، تا آنكه برگردددل به حالت هوشيارى و آگاهى و به خشوع آيد باطن مناجات كننده، چرا كه لازم داردخشوع ظاهرى خشوع باطنى را.
💡 و در جـمـله (ان اللّه غـفـور شـكـور) التـفـاتـى از تـكـلم بـه غيبت به كار رفته، چونقـبـل از ايـن جـمله خداى تعالى گوينده بود، مى فرمود ما چنين و چنان مى كنيم، و در اينجاغـايـب حـسـاب شـده، مـى فـرمـايـد خـدا غـفور و شكور است. و وجه اين التفات آن است كهخـواسـته به علت غفور و شكور بودن خود اشاره كند، و بفرمايد بدين جهت غفور و شكوراست كه (اللّه ) است - عز اسمه.