اسفراینی عبدالرحمن بن محمد

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] «اسفراینی ابومحمد نورالدین عبدالرحمن بن محمد بن محمد کسرقی»، از مشایخ طریقت کبرویه و مؤسس شعبه نوریه اسفراینیه است که در 4 شوال 639ق7/ آوریل 1242م، در روستای کسرق، از توابع شهر اسفراین، ولادت یافت و از همین روی، احتمالاً پدرش نیز از صوفیه بوده است.
وی از کودکی با آداب و اعمال خانقاهی آشنا شد و نخستین تعلیمات را در این راه از والدین خود گرفت و سپس در خلوتخانه شیخ ابوبکر کتانی که شیخ احمد جورپانی در آنجا به ارشاد و تعلیم مشغول بود، حاضر می شد و در آنجا با درویشی به نام پورحسن آشنا گشت. پورحسن که مرید و نماینده جورپانی بود، از طریقت شیخ و از شرایط ذکر و خلوت وی سخن می گفت، و اندک اندک اشتیاق و ارادت به جورپانی را در دل اسفراینی پدید آورد. اسفراینی نخستین تعلیم ذکر را از پورحسن گرفت و سپس چون داعیه ارادت به جورپانی در او قوت گرفت، یک چند به خدمت شیخ قیام کرد و قواعد طریقت را از او به طور کامل آموخت.
اسفراینی پس از مرگ پدر و مادر، به نیت زیارت شیخ عبدالله، یکی دیگر از مشایخ کبروی، راهی ولایت نسا شد. شیخ عبدالله خود ابتدا مرید رشیدالدین طوسی بود، سپس به اشارت او مرید رضی الدین علی لالا شد و از او خرقه تبرک دریافت.
وی در اوایل کار و در اوقاتی که در زادگاه خود زندگی می کرد، در مراتب و مقامات سلوک، به جایی رسیده بود که دوستان و مصاحبان از او خواسته بودند تا کتابی در آداب صوفیه بنویسد، ولی این امر هنگامی تحقق یافت که وی به قصد سفر حج از خراسان به عراق آمد و در 675ق1277/م در بغداد اقامت گزید و چنانکه خود گفته است کتاب «فی کیفیة التسلیک و الإجلاس فی الخلوة» را تألیف کرد.
از این پس، گذشته از سفری به مکه (پیش از 686ق) و سپس مدتی اقامت در مدینه و ارشاد و تعلیم در خانقاه های آن شهر، بیشتر اوقات را در بغداد که اقامتگاه دائمی او بود، می گذراند و به تجدید سازمان و اداره مراکز صوفیه اقدام می کرد.
در سال های پیش از 689ق در محلی به نام رباط سکینه نیز به تدریس اشتغال داشت و در همین ایام با جمال الدین دستجردانی که عهده دار امور موقوفات عراق بود، مصاحبت داشت و در 689ق در شونیزیه علاءالدوله سمنانی از او در قواعد سلوک تعلیم گرفت.

جمله سازی با اسفراینی عبدالرحمن بن محمد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبدالرحمن بن زيد گفت: در سالى به حج خانه خدا رفتم پس در بين طواف ديدم دو نفرزن در نزد ركن يمانى گفتگو مى كنند يكى مى گويد به ديگرى به حق كسى كه انتخابشده براى وصيت (يعنى به حق كسى كه وصى حضرت خاتم الانبياء است ) شوهر فاطمهرضيه مرضيه، كه مطلب چنين نيست كه تو ميگويى.

💡 عبدالرحمن بن عوف مى گويد: به خدا پيش از آنكه عمر بميرد، اصحاب پيغمبر - صلّىاللّه عليه وآله -، عبداللّه بن حذيفه، ابوالدرداء، ابوذر و عقبة بن عامر را از نقاط مختلفگِرد آورد و به ايشان گفت: چرا از پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - اين روايات را درهمه جا پخش كرده ايد؟

💡 زبير بن بكار گويد: پس از بيعت، و در آخر روز، مردم به طرفمنازل خود رفتند، گروهى از انصار و گروهى از مهاجرين جمع شدند، و از يكديگرگلايه نموده، و يكديگر را سرزنش نمودند. عبدالرحمن بن عوف خطاب به انصار گفت:اى انصار گرچه شما داراى فضيلت و مرتبت و منزلت، و سابقه در اسلام هستيد، وليكندر ميان شما كسى مانند ابوبكر و عمر و على عليه السلام و ابى عبيدة باشد وجود ندارد.زيد بن ارقم گفت:

💡 13 عبدالرحمن بن عوف بر اميرالؤ منين عرضه داشت: با تو بيعت مى كنم كه به سنتپيامبر (ص ) و سيرت شيخين، ابوبكر و عمر،عمل كنى. حضرت از پذيرش آن سرباز زد، اما عثمان پذيرفت و در نتيجه خلافت را بهدست گرفت و از شورا پيروز در آمد.

💡 پس از قتل عمر در سال ۶۴۴ میلادی، عثمان به عنوان جانشین او انتخاب شد. این انتصاب به وسیله یک شورا که عمر پیش از مرگ تعیین کرده بود، انجام گردید. در آن هنگام با سه رأی از شش رأی و حق وتو عبدالرحمن بن عوف، برادر زن خود، عثمان را خلیفه مسلمان کرد.

💡 32- هو عبدالرحمن بن سمرة بن حبيب بن عبدالشمس بن عبد مناف بن قصى يُكَنّى اباسعيد، اءسلَم يوم الفتح وَسَكَن البصرة واستعمله عبداللّه بن عامر لَمّا كانَ اميرا علىالبصرة وتوفى بالبصرة سنة خمسين و قيل سنة احدى وخمسين و كان متواضعا، (شيخعبّاس قمى رحمه اللّه ).

گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز