لغت نامه دهخدا
شدیار کردن. [ ش ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جفت راندن. ( یادداشت مؤلف ). شیار کردن.
شدیار کردن. [ ش ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جفت راندن. ( یادداشت مؤلف ). شیار کردن.
جفت راندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از عشق اگر نشانی پرسی نشان بگویم بی نام و بی نشان شد یاری که زو نشان دید
💡 چه شد یار فیّاض اگر با رقیب است به کام توهم میشود، روزگارست
💡 ای دل چو سراپای وجودت همه شد یار من هیچ ندانم دگر از یار چه خواهی
💡 عیان شد یار و ناگه پرده برداشت یکی بُدْ هر که او در خود نظر داشت
💡 شد یار و درآمد ز درم غیر و روانیست جغد آید و در منزل شهباز نشیند