لغت نامه دهخدا
( آتش بار ) آتش بار. [ ت َ ] ( نف مرکب ) آنکه آتش فروریزد:
هیزم خشک و برق آتش بار
مرد خفته ست و دشمن بیدار.اوحدی.|| ( اِ مرکب ) باتری. دسته ای از توپها.
( آتش بار ) آتش بار. [ ت َ ] ( نف مرکب ) آنکه آتش فروریزد:
هیزم خشک و برق آتش بار
مرد خفته ست و دشمن بیدار.اوحدی.|| ( اِ مرکب ) باتری. دسته ای از توپها.
( آتشبار ) ( ~. ) (اِفا. ) ۱ - ریزندة آتش (شخص یا شی ء ). ۲ - چخماق. ۳ - تفنگ، توپ. ۴ - یک واحد از توپخانه شامل چهار گروهان.
( آتشبار ) ۱. (نظامی ) توپ.
۲. (نظامی ) یک واحد از قسمت توپخانه شامل چهار گروهان.
۳. (صفت ) هرچیز توٲم با درخششِ ناشی از عصبانیت: نگاه آتشبار.
۴. (صفت ) بسیارگرم.
( آتشبار ) ( اسم ) ۱- ریزندهی آتش ( شخص یا شئ ) ۲ - چخماق. ۳ - تفنگ. ۴ - توپ. ۵ - یک واحد از توپخانه شامل چهار گروهان.
چیزی که آتش از آن ببارد، آنکه یا آنچه آتش فروریزد، درارتش:یک واحدازقسمت توپخانه شامل چهارگروهان
( آتش بار ) آتش فرو ریز
آتشبار
{battery} [علوم نظامی] یگانی راهکنشی و اجرایی در واحدهای توپخانه که در یگان های پیاده و سایر رسته های نظامی معادل گروهان است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بریتانیاییها با استفاده از فرصت باقی گذاشته شدن تنها یک گروهان پیادهنظام و یک آتشبار توپخانه در گذرگاه حلفایا، با اجرای حمله در روز ۱۵ مه (عملیات برِویتی) آن را از رومل پس گرفتند.
💡 بگذر از آزارم ای بدخواه بر خود رحم کن ور نه می سوزم ترا با آه آتشبار خود
💡 تار چشمم گشته جاری اشک پی در پی (سحاب) خلق را اندیشهٔ این آه آتشبار نیست
💡 ماءمون رقى گفت: روزى خدمت حضرت صادق عليه السلام بودم،سهل بن حسن خراسانى وارد شد سلام كرده نشست آنگاه عرض كرد يابنرسول الله شما خانواده اى با راءفت و رحمت هستيد امامت از شما است چه باعث شده براىگرفتن حق خود قيام نمى كنى با اينكه صد هزار از پيروانتان با شمشيرهاى آتشبار ازشما دفاع مى كنند حضرت فرمود اكنون بنشين (تا بر تو آشكار شود).
💡 حدود ساعت یک بعدازظهر نیروهای خیزناوس از پشت خطوط دشمن گذشت و ساعت ۲ بعدازظهر صدای آتشبار توپخانه شنیده شد. در این بین هرگاه که تُرکها سعی کردند حمله کنند، نیروهای جناح راست ما دو گروهان و دو عراده توپ همراهشان از پهلو آتش گشوده و تُرکها مجبور میشدند که از نو در مواضع خود پنهان شوند. حال فاصله نیروهای ما با تُرکها حدود یک کیلومتر رسیده بود.>>
💡 گله از آه آتشبار دل ای سینه کمتر کن مگر نشنیده ای آخر تنور گرم، نان دارد؟