لغت نامه دهخدا
( آب پاش ) آب پاش. ( اِ مرکب ) آوندی که بدان بر زمین و گُل و چمن آب پاشند. رشاشه. آب پاچ.
( آب پاش ) آب پاش. ( اِ مرکب ) آوندی که بدان بر زمین و گُل و چمن آب پاشند. رشاشه. آب پاچ.
( آب پاش ) (اِمر. ) آلتی دسته دار و سر پهن و سوراخ سوراخ برای آب دادن به گیاهان.
( آب پاش ) ( اسم ) آلتی آهنی یا حلبی دسته دار که دارای لول. درازی است و سر آن پهن و سوراخ سوراخ است و بدان باغچه ها را آب دهند.
رشاشه آب پاچ
آب پاش. آب پاش وسیله ای است که با استفاده از آن گیاهان را آبیاری می کنند. در لغتنامه دهخدا آبپاش اینگونه تعریف گردیده: ( اِ مرکب ) آوندی که بدان بر زمین و گُل و چمن آب پاشند. رشاشه. آب پاچ. این وسیله حداقل از قرن هفدهم میلادی وجود داشته است. حجم مخزن آب پاش می تواند بین نیم لیتر برای باغچه های کوچک تا ده لیتر برای باغ ها باشد. جنس این وسیله معمولاً از فلز، سرامیک یا پلاستیک ساخته می شود. یک آبپاش از مخزن، دسته، لوله و آب فشان تشکیل شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آغازین ساعات روز شنبه، ۳۰ خرداد اغلب خیابانها و میدانهای مرکزی تهران در کنترل نیروهای انتظامی و نظامی و لباس شخصیها بود. همچنین ماشینهای آب پاش و هلیکوپتر هم برای سرکوب تظاهرات مورد استفاده قرار گرفته بود.
💡 برای مثال:جشن «وارداوار» یا آب پاشی باستانی را با جشن (درخشندگی سیمای عیسی مسیح) پیوند داد و یکی ساخت. با گذشت زمان، جشنهای کلیسایی و دینی بر جشنهای باستانی ارمنیان چیره شد و آنها را به فراموشی سپردند.
💡 شامگاهان آرامی حسن و جمال دوشیزهای که آب پاشی راه مرداب را تغییر شکل میدهد».
💡 یکی از کهنترین جشنهای مشترک ایرانیان و ارمنیان میباشد که ایرانیان آن را جشن تیرگان یا آب پاشان میگویند.
💡 «وارداوار در زبان سانسکریت به معنی وارت (آب)، وار (پاشیدن) و شستن است. بدین سان وارداوار به معنی آب پاشی است.»
💡 وارتاپت ملیک پاشایان مینویسد: «وارداوار در زبان سانسکریت به معنی وارت (آب)، وار (پاشیدن) و شستن است. بدین سان وارداوار به معنی آب پاشی است.