لغت نامه دهخدا
( آب ترازو ) آب ترازو. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) دانش تسطیح زمین و کاریز سهولت جریان آب را.
- آب ترازو کردن؛ تسطیح زمین و کاریز بصورتی که آب جریان کند.
( آب ترازو ) آب ترازو. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) دانش تسطیح زمین و کاریز سهولت جریان آب را.
- آب ترازو کردن؛ تسطیح زمین و کاریز بصورتی که آب جریان کند.
( آب ترازو ) دانش تسطیح زمین و کاریز سهولت جریان آب را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چیست به زین که نزد دشمن و دوست بوته و کوره و ترازو اوست
💡 دانی که چیست بار ترازوی این دو دم این پله اش حدیث حدوث است آن قدم
💡 الف نكته بين: هنگامى كه در قيامت بخواهنداعمال كم فروشان را براى اندازه گيرى در كفه ترازو گذارند،خواهند گفت:اعمال ما را در كفه ديگر گذاريد، زيرا اين ترازو ناميزان است
💡 یقین دان تو مسعود کاین شعر تو یکی سنگ شد در ترازوی سنگ
💡 ديدم امام جواد(ع ) جانمازى را كه زيرش پايش بود، بلند كرد، زير آن دينارهاى بسياربود، آنها را به من داد (تا با ترازو وزن كنم و مقدار طلب خود را از آن بردارم )(337)
💡 اگر همه آسمانها و زمين را در يك كفه ترازو گذارندو ايمان على را در كفه ديگر ايمان على بر آنها برترى دارد