لغت نامه دهخدا
غرچی. [ غ َ رَ ] ( ص ) زن بیشرم بسیارفریاد. بُهصُلة. کولی. لوری. لولی. غربال بند. فیج. چینگانه. قره چی.
غرچی. [ غ َ رَ ] ( ص ) زن بیشرم بسیارفریاد. بُهصُلة. کولی. لوری. لولی. غربال بند. فیج. چینگانه. قره چی.
(غَ رَ ) (ص. ) ۱ - کولی. ۲ - کنایه از: زن بی شرم و پرهیاهو.
کولی.
کنایه از: زن بی شرم و پرهیاهو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این ولسوالی دارای بیشتر از 90 قریهٔ بزرگ و کوچک میباشد. از پایان به بالا: قریهها قرار ذیل اند:اناب، ظهرک، پنگانی، اعلانی، مدرسه، پنگانی بالا، قریه شخ، گلکی، ایشان آبادگلکی، شهر سعادت، قادرها، شیخآباد، لنگر، قرلق نشر، قرلق مکتب، حاجی پهلوان، قریهٔ فاضلان «قبلاً مهاجران»، کولابی، بلکی، ده بازار، سیدا، خندان شهر، گزکیل، نیم تله، کرگیان، غرچی، خاسپک، ده بالا، درهٔ باغ علیا، دره باغ سفلی، روی دشت، چشمهٔ قلندر،دهباسی،دره دهباسی، ده ملایان، کرسنگ، تگاب یامچیا،مشاتیل، چهاریک پاین، چهاریک بالا، ده پایان، ده میانه، دره سیرک، دره چنار، دره ملا، ده بالا، ده شیخان، دره نو، شاله لولی، دهن دره بیدا، خرسندره، جوازک، کزر و وخیان)مغلطی، خم میر هزار، ترگنی سفلی، ترگنیعلیا، پتاوک، باغ صوفی، شخی گیلان، توت دره، دره محمود، نو آباد، دوآب، قوت علی و منجیها. قریه چپه وقریه سری کوتل