دهن دره

لغت نامه دهخدا

دهن دره. [دَ هََ دَ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) خمیازه و تثاوب و پاسک و پاشک و فاژ. ( ناظم الاطباء ). خامیازه. هاک. بیاستو. دهان دره. آسا. ( یادداشت مؤلف ). دهان دره که خمیازه باشد. ( برهان ) ( از شرفنامه منیری ):
کسی را که چشمی رسد ناگهان
دهن دره اش اوفتد در دهان.نظامی.- دهن دره کردن؛ خمیازه کشیدن. فاژیدن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

= خمیازه

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - گشودن دهان بسبب غلبه خواب یا خماری و یا تنبلی. ۲ - خمیازه.

جمله سازی با دهن دره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 160 - و در كتاب جعفريات به سند خود از جعفر بن محمد از آباى گرامش از على (عليهالسلام ) نقل كرده كه فرمود: هر وقت دهن دره و خميازهرسول خدا را مى گرفت آن جناب آنرا با دست راست خود رد مى كرد.

💡 کسی را که چشمی رسد ناگهان دهن دره‌اش اوفتد در دهان

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
تیمارستان یعنی چه؟
تیمارستان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز