لغت نامه دهخدا
غرضمندی. [ غ َ رَ م َ ] ( حامص مرکب ) غرضمند بودن. غرض داشتن. صاحب غرض بودن. || خودکامی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غرضمند و غرض شود.
غرضمندی. [ غ َ رَ م َ ] ( حامص مرکب ) غرضمند بودن. غرض داشتن. صاحب غرض بودن. || خودکامی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غرضمند و غرض شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درباره مرگهای آزاردهندگان اثر لاکتانتیوس، رسالهای سیاسی و مسیحی در مورد سلطنت دیوکلتیان و حکومت چهارسالاری، جزئیات ارزشمندی در مورد اسلاف کنستانتین و اوایل زندگی او ارائه میکند. تاریخ کلیسایی کلیسای کاتولیک اثر سه نویسنده سقراط بیزانسی، سوزومن و تئودورت مناقشات کلیسایی سلطنت بعدی کنستانتین را توصیف میکند. این کتاب تاریخی در زمان سلطنت تئودئوس دوم (حک ۴۰۲–۴۵۰) — یعنی یک قرن پس از سلطنت کنستانتین — نوشته شده است و این مورخان کلیسایی وقایع تاریخی و دینشناسی دورهٔ کنستانتین را از طریق جهتگیری نادرست، ارائهٔ اطلاعات نادرست و ابهام عمدی پنهان میکنند. نوشتههای هم دوره با کنستانتین، اسقف اسکندریه آتاناسیوس (مرگ ۳۷۳ میلادی) و تاریخ کلیسایی (آریانیسم)، فیلوستورگیوس نیز باقی ماندهاند، اگرچه سوگیری و غرضمندی آنها نیز کمتر نیست.