لغت نامه دهخدا
( طویل القامة ) طویل القامة. [ طَ لُل ْ م َ ] ( ع ص مرکب ) بلندبالا. دراز بالا.
( طویل القامة ) طویل القامة. [ طَ لُل ْ م َ ] ( ع ص مرکب ) بلندبالا. دراز بالا.
بلندقد، بلندبالا، درازبالا.
بلند قد بلند بالا
بلند بالا دراز بالا
💡 او مینویسد: «[چیگینها] گناهکاران واجب العذاب را از یکدیگر میربودند و اُنف(بینی) و اُذُن(گوش) ایشان را به دندان قطع نموده، بلع میفرمودند و همچنین، بقیه اعضای ایشان را به دندان انفصال داده، میخوردند... اکثر این گروه خاص که به جهت سیاست گناهکاران منصوب بودند، مردمان قوی هیکلِ کریه المنظرِ طویل القامه بودند.» نگارنده «تاریخ عباسی» نیز، درباره زنده خواری چیگینها، به نقل داستانی پرداخته و نوشته است: «و چون نزول باقچه واقع شد(در ماه ذیحجه سال ۱۰۱۰ در حوالی بلخ)، ملازمان یارمحمدمیرزا شخصی از قراولان باقی خان (امیر ازبک) آوردند و هرچه از او احوال پرسیدند، سر به زیر انداخت و جواب نداد و حرف نزد. ملازمان ملک علی سلطان جارچی باشی، حسب الحکم جهان مطاع، او را زنده خوردند[!]» با این حال به نظر میرسد، این روایتها، بیش از آنکه مقرون به صحت باشد، برای هراس انداختن در دل دشمنان بوده است. چنین رویکردی در دربار تمام سلاطین آن عصر و بلکه دورههای قبل و بعد از آن، باب بود و نماد غضب سلطان محسوب میشد. چنین رفتاری، درباره دیگر شاهان صفوی، همچون شاه اسماعیل یکم و سلطان محمد صفوی، پدر شاه عباس، نیز نقل شده است.