طالوار

لغت نامه دهخدا

طالوار. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس. در 45هزارگزی جنوب میناب و 2هزارگزی خاور راه مالرو جاسک به میناب. دارای 45 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

جمله سازی با طالوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این گویش به عنوان میراث ناملموس استان هرمزگان در سال ۱۳۹۵ به شماره ۱۳۴۰ در فهرست میراث ناملموس کشور به ثبت رسید. آبادی‌های کرش‌نشین در استان هرمزگان عبارتند از: جلابی، کهورکلاغی، لردو، محمودکلاهی، شاهبازان، خرگی، دلبودنی، ذرتی، کدوکار، گاومرده، گزریز(کهنه شهر)، کناران، حسین‌آباد، پشتکوه. دهنو پایین، باریز، توج، ریگو، سرچیل، طاهری، نوبست، کولغان. مازغ بالا و مازغ پایین، تم بلوچان، کولغ کاشی، بندزرک، کشقلمان بالا، کشقلمان پایین، گرازوئیه، دماغ ریگ، کهنه شهر(گزریز فعلی)، طالوار، گبرانی، میسکنک، سرمست، کولغ کلم، کرگان و همچنین به صورت پراکنده در نواحی مختلف استان فارس و میان ساربانان رایج است، متکلمان این زبان در استان فارس در سال ۱۹۹۲ حدود ۱۶۰ تا ۲۰۰ نفر اعلام شده‌اند. در استان فارس آن‌ها را «دارغه dârɣe» نیز می‌نامند. دارغه شکل تغییر یافته داروغه به معنی پاسبان و نگهبان است و به علت اینکه این شاهزادگان بی نام و نشان سال‌های متمادی در مشاغل نظامی و انتظامی مشغول خدمت بوده‌اند این نام بر آن‌ها جاری شده‌است. همچنین در گذشته «دارغه dârɣe» به معنای نگهبان شتر یا همان شتربان (ساربان) به کار می رفت.

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز