شاپور جان
لغت نامه دهخدا
شاپورجان. ( اِخ ) دهی از دهستان قره باغ بخش مرکزی شهرستان شیراز در هفده هزارگزی جنوب باختر شیراز. محلی جلگه و دارای آب و هوای معتدل ولی مالاریایی است. سکنه آن 175 تن، مذهب اهالی تشیع و زبانشان فارسی است. آب آن از قنات تأمین می شود و محصول آن: غلات، برنج، انواع صیفی و شغل مردم آن زراعت است. راه فرعی به آن منتهی می شود. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان قره باغ بخش مرکزی شهرستان شیراز. محلی جلگه و دارای آب و هوای معتدل ولی مالاریایی است.
جمله سازی با شاپور جان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مسیرهای دسترسی به چشمه پیر بناب شیراز آسان است و با کرایه یک خودرو میتوان به آن مکان رسید. اولین مسیر برای رسیدن به چشمه شهرک میانرود است. از شهرک که عبور کنید به روستای کیان آباد خواهید رسید. بعد از گذر از این روستا به روستای شاپور جان میرسید. بعد از عبور از روستای شاپور جان در سمت راست جاده این چشمه مشاهده خواهید کرد. در طی مسیر خود به تمام چشماندازهای روستاهای اطراف نگاه کنید و از زیباییهای منطقه لذت ببرید.
💡 احتمالاً قلمروی بابک نیز چیزی فراتر از خطهٔ پارس نبودهباشد. سپس بابک به اردوان پنجم نامه بنوشت و اجازه خواست تا پسرش شاپور را بهجای گوچهر به قدرت برساند اما اردوان در پاسخ بابک و پسرش اردشیر را یاغی شناخت اما بهواسطه اشتغال به مسائل داخلی و سرکوب مدعیان حکومت،[یادداشت ۱] نتوانست به یک قدرت نوپاخاسته در پارس اهمیت دهد. پس از مدتی بابک در تاریخی نامشخص مُرد و پسرش شاپور بر تخت نشست اما اردشیر، دیگر پسر بابک، از پادشاهی برادر خود دوری جست و درگیریهای فراوانی میان آن دو شکل گرفت.[یادداشت ۲] اما طی این درگیریها در اثر یک حادثه، شاپور جان خود را از دست داد[یادداشت ۳] و در نهایت اردشیر توانست خود را به عنوان پادشاه سرزمین پارس معرفی کند.