ساراب
مترادفها
چشمه، سرچشمه
لغت نامه دهخدا
ساراب. ( اِخ ) دهی است از دهستان خوله بخش شهر بابک شهرستان یزد، واقع در 18 هزارگزی خاور شهر بابک متصل به راه فیض آباد شهر بابک. جلگه ای و معتدل و مالاریائی، آب آن از قنات، و محصول آن غلات است، 399 تن سکنه دارد که به زراعت مشغولند. از صنایع دستی کرباس بافی در آن معمول است.راه فرعی دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان خوله بخش شهر بابک شهرستان یزد
فرهنگ اسم ها
اسم: ساراب (دختر) (فارسی) (تلفظ: sārāb) (فارسی: ساراب) (انگلیسی: sarab)
معنی: نام دهی در شهر بابک یزد
جمله سازی با ساراب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روستای سهراب یا ساراب قدمتی طولانی دارد و بیشترین امار تحصیل کرده در مناطق روستایی را دارد ( مقطع لیسانس به بالا ). وستاهای اطراف سهراب همجنین تعداد بالایی افراد تحصیل کرده نسبت به جمعیت را دارند همچون حصاروئیه اشکور مهراباد شریک اباد، و که اکثرا به خارج از کشور مهاجرت کردند
💡 روستای سهراب یا ساراب قدمتی طولانی دارد و بیشترین امار تحصیل کرده در مناطق روستایی را دارد ( مقطع لیسانس به بالا ). وستاهای اطراف سهراب همجنین تعداد بالایی افراد تحصیل کرده نسبت به جمعیت را دارند همچون حصاروئیه اشکور مهراباد شریک اباد، و که اکثرا به خارج از کشور مهاجرت کردند
💡 وقتی خورشید از پشت کوهها طلوع کرد، پدیده ساراب در دشتهای وسیع ظاهر شد و تصویری خیالی و فریبنده از آب در میان زمین ایجاد کرد.
💡 مسافران در طول مسیر طولانی در بیابان، گاهی اوقات با دیدن ساراب دچار توهم شده و تصور میکردند که به نزدیکی یک چشمه رسیدهاند.
💡 آن نمای دوردست که در افق دیده میشد، در واقع یک ساراب بسیار قدرتمند بود که بر اثر اختلاف دمای هوا در سطح زمین ایجاد شده بود.