بابیان
لغت نامه دهخدا
بابیان. ( اِخ ) دهی جزء دهستان مشکین خاوری بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر در 24هزارگزی جنوب خاوری مشکین شهر و 10هزارگزی شوسه مشکین شهر به اردبیل. جلگه، معتدل. سکنه آن 121 تن و آب آن از چشمه ( کوه سبلان ).محصول آن غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
دانشنامه عمومی
بابیان (مشگین شهر). بابیان یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که درشهرستان مشگین شهر استان اردبیل واقع شده است. بابیان ۴۳ نفر جمعیت دارد.
این روستا در دهستان لاهرود قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳ نفر ( ۹ خانوار ) بوده است.
جمله سازی با بابیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درست در روز کشتهشدن باب قیام بابیهای نیریز و چندین هفته بعد از قیام بابیان زنجان که با کشتار عمومی سرکوب شدند. در بین این دو رویداد، کشتهشدن هفت تن از بابیها اتفاق افتاده که بدون هیچ اثباتی متهم بر طرح نقشه علیه نخستوزیر، میرزا تقی خان بودند.
💡 قرةالعین پس از جنگ قلعه طبرسی گرفتار و در تهران محبوس شد و در سال ۱۲۶۸ هجری قمری او را از حبسش که خانه محمود خان کلانتر تهران بود شبانه بیرون آوردند و در باغ ایلخانی – محل کنونی بانک ملی - خفه کردند و درچاه انداختند. برخی وی را متهم به دست داشتن یا مطلع بودن در قتل عمویش شهید ثالث که توسط بابیان کشته شد میدانستند.
💡 بخش دوم کتاب، پاسخ عزیه خانم نوری به عبدالبهاء، ردیهٔ تندی است بر بهاءالله. عزیه در رد ادعای عبدالبهاء مبنی بر درسناخواندگی بهاءالله با ارائه شواهدی این مورد را رد میکند و از درس خواندن بهاءالله و همنشینی او با علما و عرفا یاد میکند.کتاب تنبیه النائمین یکی از مشهورترین و شناخته شدهترین آثاری است که از سوی بابیان ازلی ها در نقد دعوت میرزا حسینعلی نوری به نگارش درآمدهاست.