لغت نامه دهخدا
رمبم. [ رَ ب َ ] ( اِخ ) مختصر نام ابن میمون است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ابن میمون و موسی بن میمون شود.
رمبم. [ رَ ب َ ] ( اِخ ) مختصر نام ابن میمون است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ابن میمون و موسی بن میمون شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رمبم اعتقاد دارد که در این شرایط فرد موسر باید کشته شود؛ ولیکن در تلمود در مورد نظر ربی کاهان گفته شده است که او اعتقاد داشته است که اگر میتوان با بریدن بخشی از بدن موسر جلوی عمل او را گرفت باید اینکار انجام شود تا از مرگ وی جلوگیری شود. به طور مثال ربی کاهان توصیه میکند که اگر بریدن زبان فرد موسر جلوی پخش اطلاعات را میگیرد اینکار باید صورت بگیرد.
💡 رمبم (ابن میمون) در این مورد نوشته است: «یک یهودی باید از جنتیلها در لباس و رفتار متفاوت باشد، همانگونه که باید در دانش و آگاهی نیز متفاوت باشد.»