لغت نامه دهخدا
رفوس. [ رَ ] ( ع ص ) ستوری که با پایش بزند [لگد بزند]. ( از اقرب الموارد ).
رفوس. [ رَ ] ( ع ص ) ستوری که با پایش بزند [لگد بزند]. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شورش سال ۱۰۸۸ میلادی به دنبال مرگ ویلیام فاتح، پادشاه انگلستان روی داد و به تقسیم اراضی انگلستان و نورماندی میان دو پسر او، ویلیام رفوس و رابرت کورتوز انجامید. خصومتها ۳ تا ۶ ماه بعد به طول انجامید تا این که ویلیام با شکست دادن رابرت حکومت انگلستان و نورماندی را شخصاً متصرف شد.
💡 او در پروندهای به بابی و برادران وینچستر و ساموئل و گوئن کمپبل برمیخورد و میفهمد هیولا، زاده جدید ایو است. (کرم بزرگ) بعد از کشته شدن ساموئل و گوئن، بابی تسخیر شده به روفوس چاقو میزند. مراسم دفن روفوس دقیقاً به رسم یهودیها نیست اما به جای سوزاندن جسد یه رسم یهودیها خاک میشود. سپس بابی کمی از نوشیدنی مورد علاقه رفوس روی قبرش میریزد.
💡 پس از او رفوس اسکریمجور وزیر جادو میشود و به جای پنهان بازگشت ولدمورت از هری درخواست میکند که، به دروغ به مردم بگوید که وزارت جادو قدرتمند و مقتدر است و از پس مرگخواران بر میآید، ولی هری حاضر به دروغ گفتن نمیشود و از این کار سر باز میزند.