دعایه
مترادفها
دعا، نیایش
متضادها
نفرین، لعنت
لغت نامه دهخدا
( دعایة ) دعایة. [ دِ ی َ ] ( ع اِمص ) در اصطلاح امروزین عرب زبانان، تبلیغ کردن برای کسی یاحزبی یا عقیده ای و غیره، و از آن جمله است «وزارة الدعایة» و «دائرة الدعایة». تبلیغات. ( از المنجد ).
جمله سازی با دعایه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بعد از قبولی وقت مراسم عروسی از طرف کفیلان عروس، پدر داماد مجبور و مکلف است، دعوت مفصلی را برای کسانیکه در ایام و ماههای نزدیک اقارب شان فوت کردهاست با شمولیت موسفیدان و متنفذین داده پس از انجام دعایه بروح متوفی شان از آنها اجازهٔ مراسم خوشی خود را اخذ بدارند.