دستوری شدن

مترادف‌ها

الزامی شدن، واجب شدن، مفروض شدن

متضادها

اختیاری شدن

فرهنگستان زبان و ادب

{grammaticalization} [زبان شناسی] تبدیل واحد واژگانی مستقل به نقش نمای دستوری متـ. دستوری شدگی

ویکی واژه

تبدیل واحد واژگانی مستقل به نقش‏نمای دستوری

جمله سازی با دستوری شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در گویش هورامی ساخت‌های فعلی خاصی وجود دارند که فقط گویش ‌هستند و در سایر گویش‌های کردی مشاهده نمی‌شوند. این ساخت‌ها از دو جزء تشکیل شده‌اند: جزء اول آنها مصدر است. مصدر در گویش هورامی با افزودن تک واژ-ay به ستاک ماضی افعال ساخته می‌شود و جزء دوم این ساخت‌ها می‌تواند یکی از سه صورت فعلی مضارع اخباری، ماضی استمراری و یا ماضی ساده باشد که از مصدر ذکرشده در جزء اول برگرفته می‌شوند. در این میان کاربرد این ساخت با مضارع اخباری و ماضی استمراری به مراتب رایج تر است. نکتهٔ قابل توجه در مورد این ساخت‌های فعلی این است که مفعول صریح آنها درساخت‌های متعدی غیرکنایی)درکلّیهٔ زمان‌های دستوری به استثنای گذشتهٔ ساده ( امکان بروز به شکل گروه اسمی را ندارد و تنها به صورت واژه بست ضمیریِ هم مرجع با سازه مفعول بر روی جزء مصدری ساخت مذکور ظاهر می‌شود. استفاده از گروه اسمی مفعولی به همراه این افعال موجب غیر دستوری شدن ساخت حاصل می‌شود. در ساخت ‌های لازم و متعدیِ کنایی گذشتهٔ ساده جز مصدری میزبان واژه بست ضمیری مطابقه با فاعل است و مفعول صریح حتی مجال بروز واژه بستی را نیز نمی‌یابد.

💡 در سیستم‌های قدیمی، بسیاری از فرآیندها پس از دستوری شدن توسط مدیر، با سرعت بسیار کمی توسط سخت‌افزار برای کاربران اجرا می‌شدند.

💡 برخی از قوانین حقوقی در طول تاریخ، پس از دستوری شدن توسط حاکمان، به بخشی جدایی‌ناپذیر از ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه تبدیل شده‌اند.

💡 در برنامه‌نویسی، وقتی متغیرها پس از دستوری شدن در حافظه قرار می‌گیرند، می‌توان آن‌ها را برای انجام محاسبات پیچیده ریاضی به کار برد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران