فرهنگستان زبان و ادب
{descriptive grammar} [زبان شناسی] دستوری که منحصراً به توصیف زبان می پردازد
{descriptive grammar} [زبان شناسی] دستوری که منحصراً به توصیف زبان می پردازد
دستوری که منحصراً به توصیف زبان میپردازد.
💡 عادت در اینجا تکرار عمل نیست. عالم مُلک توصیفی بیش نیست. ما یادگرفته ایم تا همیشه به توصیفمان از عالم هستی استناد کنیم.
💡 ویل و ویتال : توصیفی از نقشها و ارتباطات ما بین مصرف کنندگان، مشتریان، هم پیمانان و عرضه کنندگان یک شرکت است که جریانات اصلی تولیدی، اطلاعاتی و مالی و همچنین منافع اصلی شرکا را مشخص میکند.
💡 هنوز باور مشترکی وجود دارد که پراکندگی هیچ ساختاری را نشان نمیدهد؛ برای نمونه، ذرات (یا در صورت امولسیون: قطرات) در ماده مایع یا ماتریس جامد ("محیط پخش") پراکنده میشوند؛ بنابراین، برای پراکندگی، معمولاً نظریه نفوذپذیری بهطور مناسب توصیفی از ویژگیهای آنها میباشد.
💡 نویسنده بر خلاف بسیاری از نویسندگان قبل از خود، امور را در واقعیت تاریخی آنها مینگرد، نه از زاویه کاملاً روانشناختی یا توصیفی احوال. بهنظر بسیاری او در این کتاب زندگی اجتماعی ملت را در تمامی پیچیدگی آن مورد داوری قرار میدهد.
💡 کتاب زمبسته همچنین به خاطر قصهای درباره بهار که به سبک سوترا (آوردهاند...) نوشته شده شهرت دارد. آغاز این قصه با توصیفی زیبا از بهار و تأثیراتی که این فصل بر راهبهای بودایی دارد آغاز میشود.