دستار بندی

لغت نامه دهخدا

دستاربندی. [ دَ ب َ ] ( حامص مرکب ) تعمم. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ). عمامه داشتن. مقابل کلاه داری.

فرهنگ فارسی

تعمم عمامه داشتن مقابل کلاه داری

جمله سازی با دستار بندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با وفات زود هنگام كمبر خان در سال ۱۴۶۰ ميلادی برادرزاده او عمر خان ميروانی به عنوان جانشين وی دستار بندی نمود. وی مدتی بعد به قلعه سوراب منتقل شد  و آن را به عنوان پایتخت خود اعلام كرد. همسر او بی بی مهناز خواجه خيل بود، خاندان خواجه خيل از دودمان های معروف افغان تبار نيز معروف است. از همسرش صاحب فرزندی به نام بجار خان شد. هنگامی كه وی همراه برادرش قلندرخان مشغول بود ناگهان با حمله مفاجئ از لشکر جدگال ها شدند كه به نحو غافلگير كننده ای به جانب قلعه در حال حمله بودند دو برادر ديگر او يعنی اسماعيل خان و گرگين خان برای كاری به خارج از قلعه رفته بودند، سرانجام با فتح قلعه توسط نيروهای قوم جدگال عمر خان به همراه برادرش قلندر خان كشته شدند. تنها بی بی مهناز به همراه فرزند خردسالش از اين واقعه در امان ماندند و خودشان به مستونگ رسانيدند، از سرداران جدگال در اين حمله به جلب خان و حُمير خان نيز ميتوان اشاره كرد، اين واقعه در سال ١٤٨٣ اتفاق افتاد و موجب شد تا حماسه براهو ءُ جدگال همچنان ادامه بيابد  سرانجام حكم سوراب و كلات مدتی دست اين خاندان افتاد.

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز