دردبه

لغت نامه دهخدا

( دردبة ) دردبة. [ دَ دَ ب َ ] ( ع مص ) نوعی از دویدن، مانند دویدن ترسان که می دود و از ترس چیزی پس و پیش می نگرد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || خواری و فروتنی نمودن. ( منتهی الارب ). در مثل گویند: دردب لما عضه الثقاف؛ هرگاه در سختی گرفتار شد فروتنی آغاز کرد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || عادت کردن به چیزی. ( از ذیل اقرب الموارد ).

جمله سازی با دردبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و نيز اضافه كردند كه آيت الله روحانى فرمودند يك بار به دندان درد شديدى مبتلاشدم، به دكتر طريحى داندانپزشك مراجعه كردم، اتفاقا دكتر نبود، از بس كه دردشديد بود، فورا نذر كردم كه اگر از اين درد شديد نجات يابم، همين شب جمعه آيندهكسى را اجير كرده و به كربلا به نيابت آن مخدره بفرستم و لحظاتى نگذشت كه دردبه كلى ساكت شد. فردا عصر در خانه نشسته بودم كه ناگهان مجددا درد شروع شد بهنظرم رسيد كه دكتر آمده و بايد به نزد او به روم فورا به مطب دكتر مراجعه كردم ديدمبله دكتر آمده است دندانم را كه قبلا درد شديدى داشت و در اين مدت به بركت آم مخدره آرامگرفته بود كشيدم آقاى خليلى افزودند افرادى كه گرفتارى داشتند، اينتوسل را به اين كيفيت به آنها تعليم نمودم، آنها همعمل كردند و از گرفتارى نجات پيدا كردند.

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز