خشک رنده

لغت نامه دهخدا

خشک رنده. [ خ ُ رَ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) خارش خشک. ( آنندراج ). جرب خشک. ( ناظم الاطباء ): خشک رنده یا خشک ریزه که به عربی آن را حصف گویند بثره هایی بود سخت خرد و سرخ و سوزاننده همچون سوزانیدن زخم سرسوزن و اندر تابستان پدید آید خاصه آن وقت که مردم گرم شود و عرق کند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

خارش خشک جرب خشک

جمله سازی با خشک رنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اولین بار ذکر گُجیا به قرن سیزدهم برمی گردد، زمانی که مخلوطی از عسل و انگور با آرد گندم درون آن پر شده و در آفتاب خشک می‌کردند. روش تهیه یک گجیا معمولی تقریباً شبیه سمبوسه است، اما با مخلوط شیرینی از میوه‌های خشک رنده شده و برشته شده، خوآ، نارگیل رنده شده و کمی سوجی پر می‌شود تا بافتی ترد به آن بدهند.