لغت نامه دهخدا
خروس اخته. [ خ ُ س ِ اَ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خروس که خایه او تباه کنند تا فربه شود. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خروس اخته. [ خ ُ س ِ اَ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خروس که خایه او تباه کنند تا فربه شود. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خروس که خایه او تباه کنند تا فربه شود
{capon} [علوم و فنّاوری غذا] خروس بالغی که آن را عقیم کرده باشند
خروس بالغی که آن را عقیم کرده باشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در قرن پانزدهم، مائسترو مارتینو، سرآشپز پاتریارک آکویلیا در واتیکان، کتابی نوشت به نام در باب هنر آشپزی (به لاتین:Libro de arte coquinaria describes). در این کتاب نوعی آشپزی معرفی شد که ظریفتر و مجلسیتر بود. کتاب او حاوی دستور طبخ پاستای سیسیلی هم بود که با پیچاندن خمیر دور یک میله آهنی نازک درست میشد. خمیر را در آفتاب قرار میدادند تا خشک شود و بعد در آب خروس اخته میپختند و با زعفران طعمدار میکردند (نشانهای از تأثیر آشپزی ایرانی). نکته قابل توجه این است که مارتینو از ادویههای تند و تیز در آشپزی استفاده نمیکرد و گیاهان تازه را ترجیح میداد. در این کتاب چند دستور غذای رمی، چند دستور غذای فلورانسی و چند دستور غذای جنوایی هم آمدهاست.