خردر

لغت نامه دهخدا

خردر. [ خ َ دَ ] ( اِ ) غلیواج را گویند که زغن باشد. ( برهان قاطع ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

غلیواج را گویند که زغن باشد

جمله سازی با خردر

💡 آندژی خردر (لهستانی: Andrzej Herder؛ ۳۱ اوت ۱۹۳۷ – ۲۱ مهٔ ۲۰۰۲) بازیگر اهل لهستان بود.

💡 محصولش غلات و انگور می‌باشد شغل اهالی زراعت و دامداری است و در گذشته قالیبافی نیز در ان انجام می‌شده، این روستا دارای قدمت بسیار بالا در بین روستاهای منطقه بوده و امروزه به دلیل نداشتن فعالیت صنعتی در حفظ نسل جوان ناتوان و در حال کاهش جمعیت می‌باشد، هر چند بعد از انتقال اب آشامیدنی، برق، گاز و تلفن و البته شرایط سخت شهرنشینی از نظر تأمین نیازهای اولیه زندگی و تمایل کمتر نسبت به خروج از روستا جمعیت ان در حد بیست درصد اوج زمان آبادی ثابت مانده‌است، جاذبه گردشگری این روستا قنات‌های جنوبی روستا بنام خردر و دسغول و شاه توت واقع در قنات خردر که قدمت ان بنا به روایت به قبل از اسلام و دوره ساسانیان بازمی‌گردد، در ضلع شمال شرق این درخت کهنسال یک آتشکده خاموش مربوط به دوران قبل از اسلام می‌باشد که از تمامی مناطق جهت اجرای آداب و آیین زرتشتی رجوع می‌کرده‌اند، از اتفاقات معاصر این روستا می‌توان به تجزیه بخشهای حاصلخیز ان به دلیل اداره روستا به روش ارباب و رعیتی و بخشی هم بی‌توجهی و بی‌تفاوتی ساکنین و عدم آگاهی نسبت به ارزش واقعی منطقه شمالی ناوشک که امروزه دارای ده‌ها حلقه چاه عمیق می‌باشد که فقدان ان باعث آوارگی و سرازیر شدن نسل جوان به شهرهای نیشابور، مشهد، کرج، تهران و مناطق دیگر شده و هنوز هم ادامه دارد، طی سالیان دور مناطق شمالی این روستا در بین ساکنین به عنوان بخشی از سرزمین ابا و اجدادی تقسیم و اقدام به کشت گندم و جو و… بصورت دیم می‌شد. این روستا در سالهای دهه 60 حدود 150 خانوار بوده ولی به تدریج جمعیت ان کاهش یافته و در حال حاضر حدود 40 خانوار می باشد. دررسالهای دهه 60 دبستان روستا بالای 100 نفر دانش اموز داشته در حالیکه الان حدود 10 نفر دارد.