خرابی ریل
مترادفها
آسیب ریل، نقص ریل
فرهنگستان زبان و ادب
{rail failure, rail defect} [حمل ونقل ریلی] وضعیتی در ریل که ممکن است باعث شکستگی یا ایجاد حفره در ریل شود و استفاده از ریل را غیرممکن سازد
ویکی واژه
وضعیتی در ریل که ممکن است باعث شکستگی یا ایجاد حفره در ریل شود و استفاده از ریل را غیرممکن سازد.
جمله سازی با خرابی ریل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با بدتر شدن شرایط نیروی دومی به اندازه ۲۰۰۰ ملوان و سرباز تحت فرماندهی دریابان ادوارد سیمور با هماهنگی دولت چین با قطار از داگو به قصد پکن حرکت کردند اما در ۱۲۰ کیلومتری پکن در تیانجین به علت خرابی ریل مجبور به توقف شدند. دریابان سیمور تصمیم به پیشروی و تعمیر ریل و در صورت نیاز پیشروی با پای پیاده گرفت که به برآشفتگی بارگاه امپراتوری منجر شد. به نیروهای ارتش امپراتوری دستور حمله به نیروهای بیگانه داده که به علت آشفتگی و دستورهای متناقض رسیده از پایتخت، ژنرال نی از فرماندهان ارتش امپراتوری چین اجازه خروج از تیانجین و حرکت نیروهای بیگانه را با قطار داد
💡 سازمان راهآهن اعلام کرد که خرابی ریل در مسیر اصلی باعث توقف تمامی قطارهای مسافربری و ایجاد تأخیرهای طولانی در حرکت آنها شده است.
💡 مهندسان متخصص برای بررسی علت دقیق خرابی ریل و جلوگیری از حوادث احتمالی در آینده، تجهیزات پیشرفتهای را به محل حادثه اعزام کردند.
💡 تغییرات دمایی شدید در فصل زمستان میتواند منجر به انقباض فلزات و در نهایت بروز خرابی ریل در بخشهای حساس خطوط آهن شود.