[ویکی فقه] خالد بن برمک از خاندان برمکیان که از خاندانی دولتمرد و غالباً ادب پیشه در دوره اول عباسیان، بویژه در زمان هارون الرشید بود. اخبار و گزارش های موجود درباره نیای برمکیان ابهام آمیز و گوناگون است و گاه به راه افسانه رفته است. خالد بن برمک اولین فرد از خاندان برمکیان است که درباره اش آگاهی های تاریخی مستند وجود دارد. گویا پدرِ خالد در بلخ، مقارن حکومت بنی امیه بر خراسان، فرد با نفوذی بوده است.ابن اثیر، ذیل حوادث ۱۰۷ می گوید، به دستور حاکم اموی، اسدبن عبدالله قسری، بازسازی بلخ را به او سپردند تا امویان لشکر خود را از بروقان (بروکان) در دو فرسخی بلخ بار دیگر به بلخ منتقل کنند. سیر تاریخی زندگی خالد فرزند برمک از دعات عباسیان در خراسان، دولتمرد و وزیر سفاح، منصور و مهدی عباسی بود. وی حدود ۹۰ به دنیا آمد. در برخی گزارش های تاریخی برای ساختن تباری عربی برای خالد آمده است که در ۸۶ همسر برمک در زمره اسیران عبد الله بن مسلم باهلی در آمد و از او باردار شد. اما در درستی این گفته تردید هست. سپردن بازسازی بلخ به برمکیان، نشان می دهد که ایشان بار دیگر خاندانی صاحب نفوذ در خراسان شدند و خالد در همین سال ها پیوند خود را با والیان اموی قطع کرد و در زمره داعیان ابراهیم امام عباسی و سردار ابومسلم، قَحطَبه بن شبیب، در آمد. ← سال۱۲۹-۱۳۰ ۱. ↑ لوسین بووا، برمکیان، ج۱، ص۳۵ـ۴۲، ترجمه عبدالحسین میکده، تهران ۱۳۵۲ ش. ۲. ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۹۸، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵. ...
جمله سازی با خالد بن برمک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابوالعبّاس امویان و پیروانشان را با کشتار و آوارگی دفع نمود تا اینکه خلافت تازهای بنیان گذارد. او ابتدا کوفه را پایتخت قرار داد سپس انبار، بر کرانهٔ فرات در شمال عراق را پایتخت نوین برگزید. ابوالعبّاس سفّاح چهارسال حکمرانی نمود و در سال ۱۳۶ق/۷۵۴م درگذشت. برادرش ابوجعفر منصور جانشین او شد، با اینکه پیرتر از او بود، اما چونکه مادرش کنیز بود، از سفّاح دیرتر به خلافت رسید اما مادر سفّاح آزاده بود.انبار دارای گروههای تندرو بود، منصور شهر بغداد را در سال ۱۴۵ق/۷۶۲م بنیان نهاد و بهعنوان پایتخت برگزید. شهری که از سرزمین پیشین امویان، شام، دور بود و به ایران نزدیک. (در دوره عباسیان، کانون ثقل امپراتوری، به معنی واقعی کلمه به شرق منتقل شده بود. درحالیکه امویان گرایش به پیروی از مدلهای معماری بیزانسی داشتند، عباسیان از ساسانیان الگوبرداری میکردند. حتی نقشه مدور پایتخت جدید بغداد، احتمالاً تقلیدی بود از شهر سلطنتی ساسانی فیروزآباد در فارس.)در روزگار منصور جنبشهای دینی مانند راوندیان و سنباد برپا شد. منصور هر دو جنبش را سرکوب نمود. مهمترین آنچه در زمان منصور روی داد، تولیت وزارت به خالد بن برمک بود که پس آن فرزندش یحیی، سپس نوههایش فضل و جعفر به آن رسیدند. برمکیان تا وقتی که هارونالرشید آنان را برکنار نمود (۱۷۸ق/۸۰۳م)، نفوذ داشتند.
💡 شهریارکوه در واقع همان جبال قارن و پیشتر مرکز خاندان قارن وند بود. (جوینی ج۳ص۳۸۵) همچنین در مورد شجاعت مردم شهریارکوه و فریم میخوانیم: یکی از فرمانروایان شروین معروف به ملک الجبال بود. در زمان او کارگزاران خلیفهٔ عباسی بر دشت طبرستان چیره و با حاکمان کوهستانها درگیر شدند تا اینکه شروین با عمر بن العلا (متوفی ۱۶۵) نایب منصور در طبرستان که قصابی از اهل ری بود جنگید و بر او پیروز شد (همان قسم ۱ ص ۱۸۱ بلاذری ص ۳۳۰) و آبادیهایی را که خالد بن برمک والی پیشین ساخته بود ویران کرد. پس از منصور مهدی عباسی عبدالحمید مضروب را والی طبرستان کرد امّا به سبب ظلم و خراج بسیار مردم شکایت او را نزد وندادهرمز از دودمان قارنوند (در شهریارکوه) بردند و از او یاری خواستند. وندادهرمز پس از مشورت با اسپهبد شروین در شهریارکوه و مصمغان ولاش در میانه رود و اطمینان از حمایت آن دو در ۱۶۶ به همراهی مردم در یک روز به آنان و ایرانیانی که مسلمان شده بودند حمله کردند. همبستگی مردم در این شبیخون چنان استوار بود که زنانی که به عقد مسلمانان درآمده بودند شوهران خویش را «از ریش گرفته» دم تیغ دادند. خلیفه پس از دریافت این خبر سالم فرغانی مشهور به شیطان فرغانی را به طبرستان فرستاد (ابن اسفندیار قسم ۱ ص ۱۸۳) اما او به دست وندامید فرزند ونداد هرمز کشته شد (همان ص ۱۸۵). از اینرو مهدی فراشه را با ده هزار مرد به طبرستان فرستاد ولی آنان نیز دربرابر وندادهرمز و شروین کاری از پیش نبردند (همان قسم ۱ ص ۱۸۶). سپس در ۱۶۷ مهدی پسرش موسی ملقّب به هادی را راهی طبرستان کرد و او نیز پسر فرید شیبانی را به جنگ شروین و وندادهرمز فرستاد اما نتیجهای نداشت و والیان مهدی هرگز نتوانستند کوهستان شروین و وندادهرمز را در طبرستان فتح کنند.