«حبیشه» نام زنی شاعر از شاعران عرب در دوره جاهلی است. او از قبیله بنیعامر بن عبد مناة بن کنانة بوده و به زیبایی و شاعری شهرت داشته است. حبیشه دختر «حبیش عامریه» بود و نام او بیشتر به سبب داستان عاشقانهای که در منابع ادبی آمده، شناخته شده است. این داستان در ادبیات عرب جایگاه خاصی دارد. مردی به نام «عبدالله بن علقمه» از همان قبیله، دلباخته او شد. این عشق از دیداری اتفاقی آغاز شد و به عشقی عمیق و ماندگار انجامید. عبدالله بارها زیبایی حبیشه را در شعرهای خود توصیف کرد و او را برتر از هر زیبایی دیگر دانست. اشعار او نشاندهنده شدت دلبستگی و احساسات صادقانهاش است. خانوادهها با این عشق مخالفت کردند و تلاش نمودند عبدالله را از حبیشه دور کنند. با این حال، این مخالفتها نتوانست علاقه او را کم کند. داستان او و عبدالله نمونهای از عشقهای مشهور و اندوهناک در ادبیات عرب است. این روایت در کنار شعر، جنبه تاریخی و فرهنگی نیز دارد. نام «حبيشه» امروزه بیشتر به عنوان یک نام خاص تاریخی و ادبی شناخته میشود. این نام یادآور زیبایی، عشق و شاعرانگی در فرهنگ عربی است.
حبیشه
لغت نامه دهخدا
( حبیشة ) حبیشة. [ ح َ ش َ ] ( اِخ ) دخت حبیش عامریة. شاعری از شاعران عرب است. یکی از بنی عامربن عبد مناةبن کنانة به نام عبداﷲبن علقمه دلباخته او بود و داستان وی چنین است: روزی عبداﷲ که جوان نورس بود برای رسانیدن مادر که به دیدار همسایه خویش، مادر حبیشه میرفت، به منزل او شد، ودر آنجا حبیشه را بدید و دوستی او به دل راه داد، پس به خانه بازگشت و پس از دو روز برای بازگردانیدن مادر دوباره به منزل حبیشه آمد و در این وقت حبیشه که برای جشن خانوادگی زینت کرده بود، دل عبداﷲ را سخت بربود. هنگام ظهر در حالیکه اندکی میبارید و وی با مادر به خانه خود بازمیگشت در راه این شعر بخواند:
و ما أدری بلی انی لاأدری
أصوب ِ القطر أحسن ام حبیش
حبیشة و الذی خلق الهدایا
و ما عن بعدها للصب عیش.
مادر که این بشنید بهم برآمد و به روی خویش نیاورد، و چون اندکی برفتند آهو بر تپه ای دیده شده پس عبداﷲ گفت:
یا امتا اخبرینی غیر کاذبة
و ما یرید مسول الحق بالکذب
أتلک أحسن ام ظبی برابیة
لابل حبیشة فی عینی و فی ارب.
مادرپرخاش کنان گفت: از این چه می خواهی ؟ دختر عموی تو راکه از حبیشه زیباتر است برای تو می گیریم، پس به سوی عم عبداﷲ رفت و گفت تا دختر را بیاراست و عبداﷲ را نزد او برد و گفت: این زیباتر است یا حبیشه ؟ عبداﷲ گفت:
اذا غیبت عنی حبیشة مرةً
من الدهر لم املک عزاء و لا صبراً.
پس میان وی با دختر پیامها دادوستد شد و دوستی دوطرفه گردید، و چون خویشاوندان دختر آن بدانستند وی را پنهان کردند، ولی عشق ایشان رو بفزونی میرفت، پس دختر را مجبورکردند که چون عبداﷲ نزد او می آید به او بگوید: ترا به خدا مرا دوست مدار که ترا دوست ندارم و برای شنیدن این سخنان کسانی در پناه گاه نشستند، پس چون عبداﷲ آمد دختر با اشارت مطلب را به او رسانید و سپس آنچه به او گفته بودند بگفت، پس عبداﷲ گفت:
ولو قلت ما قالوا لزدت جوی بکم
علی انه لم یبق ستر و لاصبر
و لم یک حبی عن نوال بذلته
فیسلبنی عنه التجهم والهجر
و ما انس من أشیاء لا أنس دمعها
و نظرتها حتی یغیبنی القبر.
و چون پیغمبر خالد ولید را به سوی بنی عامرفرستاد و گفت ایشان را به اسلام بخوان اگر نپذیرفتندبا ایشان بجنگ. عبداﷲبن ابی حدود اسلمی گوید: من در سپاه خالد بودم، و چون به آنجا رسیدیم گروهی از ایشان را دیدیم و تعقیب کردیم و عده ای اسیر گرفتیم و در میان ایشان جوانی زردروی دیدیم پس او را بستیم و چون خواستیم گردنش بزنیم گفت: مرا به آن گروه زنان در پائین درّه برسانید و سپس بکشید.
جمله سازی با حبیشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یاکا حبیشه (عربی: ياكا حبيشة؛ زادهٔ ۲۹ اوت ۱۹۸۶) بازیکن فوتبال اهل اسلوونی است.